آسمان سربی رنگ..من درون نفس سرد اتاقم دلتنگ
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم..که گویا قبل از هرفریادی لازم است
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 19 دی 1384
لحظه طلوعت زیباست

حاصل گذشته ها هستم و بذر آینده

گذشته هایی که فقط گذشتند

و آینده ای که نبودش بهتر

سوار مرکب جان تاخته بر صحاری زندگی

به سمت مغرب

آفتاب عمرم بر کجای زندگی می تابد،نمی دانم

طلوع زندگی از غروبش غمناک تر بود

و هر طلوع و آغازی را شایسته شادی نیست

و غروب هم همیشه غمگین نیست

چه بسا غروب این طلوع غمگین یعنی شادی پایان غم

پس ای غروب، لحظه طلوعت زیباست


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 146514
شبکه حسگر بی سیم


خونه ی قبلی من

عناوین آخرین یادداشت ها گابریل گارسیا مارکز : زنان حامیان ونظم دهندگان هستى اند.
MY ID : big_hackerism@yahoo.com