آسمان سربی رنگ..من درون نفس سرد اتاقم دلتنگ
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم..که گویا قبل از هرفریادی لازم است
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 3 بهمن 1384
انتظار....
امروز به انتظارم
نمی پرسی به انتظار چه؟
انتظار ، انتظار
به صبحی که غروب دیروزش
فردای امروزم بود
انتظاربه راه تو
که شاید ، با نسیم وجودم در آمیزی
به خود می گفتم :
به کنار تو هستم
به عمق هر نگاه تو هستم
ولی نگاه تو ، خلاف هر اشاره بود
آری ، اما این فقط رویای من بیگانه بود
حالا ، آسمون هم بهم  میگه!
تو حجم بی نهایتت
تو حسرت عنایتت
در آروزی دیدنت
یه سینه بیقرارتم
 
این شعرو خانوم شفیعی فرستادند ...
مرسی

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 146514
شبکه حسگر بی سیم


خونه ی قبلی من

عناوین آخرین یادداشت ها گابریل گارسیا مارکز : زنان حامیان ونظم دهندگان هستى اند.
MY ID : big_hackerism@yahoo.com