آسمان سربی رنگ..من درون نفس سرد اتاقم دلتنگ
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم..که گویا قبل از هرفریادی لازم است
آرشیو
موضوع بندی
چهارشنبه 12 بهمن 1384

می توان عاشق نبود؟

 می توان عاشق نبود و

بهر خود

شعر را زمزمه کرد

می توان عاشق نبود و

با غرور از کنار او گذشت

او که چشمت

در دلش همهمه کرد

می توان عاشق نبود و

در بهار

چشمها را بست و

بلبل را ندبد

می توان عاشق نبود و

صبحگاه

یاس خوشبویی ز باغستان نچید

می توان عاشق نبود و

عشق را

همچو بازی ساده انگاری شمرد

می توان عاشق نبود و تا ابد

عشق را دست فراموشی سپرد

 می توان عاشق نبود...

اما دریغ

کاش می شد آدمی پاک از گناه

می توانست او که بگریزد

ز بند یک نگاه

می توان عاشق نبود؟

 

عشق به خدا یه چیزه دیگست.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 146464
شبکه حسگر بی سیم


خونه ی قبلی من

عناوین آخرین یادداشت ها گابریل گارسیا مارکز : زنان حامیان ونظم دهندگان هستى اند.
MY ID : big_hackerism@yahoo.com