آسمان سربی رنگ..من درون نفس سرد اتاقم دلتنگ
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم..که گویا قبل از هرفریادی لازم است
آرشیو
موضوع بندی
پنج‌شنبه 18 اسفند 1384
برای تو مینویسم...

می خواهم دمی به خواب روم،
دمی ، دقیقه ای ، قرنی.
اما همگان
باید بدانند که نمرده ام،
بدانند که حجمی از طلا میان لبهای من است ،
بدانند که یار کوچک باد غربی ام
و سایه بی کران اشکهای خویش .

مرا به حجابی از پگاه بپوشان ،
که بر من مشتی مورچه خواهد افشاند ،
و کفشهای مرا در آب سخت خواهد خیساند
تا بسرد گاز کژدمش.

چرا که می خواهم به خواب روم به خواب سیبها
تا گریه ای بیاموزم که پاک داردم از خاک.
چرا که می خواهم باکودک تاریکی سر کنم که خواست
تا دل از آبهای آزاد برکند.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 146514
شبکه حسگر بی سیم


خونه ی قبلی من

عناوین آخرین یادداشت ها گابریل گارسیا مارکز : زنان حامیان ونظم دهندگان هستى اند.
MY ID : big_hackerism@yahoo.com