آسمان سربی رنگ..من درون نفس سرد اتاقم دلتنگ
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم..که گویا قبل از هرفریادی لازم است
آرشیو
موضوع بندی
یکشنبه 4 دی 1384
ترا دارم و...
دلم گرفته فرشته نجات...


گاهی که دلم

به اندازهء تمام غروبها می گیرد

چشمهایم را فراموش می کنم

اما دریغ که گریهء دستانم نیز مرا به تو نمی رساند

من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس

مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست

و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد

و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند
با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست

از دل هر کوه کوره راهی می گذرد

و هر اقیانوس به ساحلی می رسد

و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد

از چهار فصل دست کم یکی که بهار است

من هنوز ترا دارم !

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 146514
شبکه حسگر بی سیم


خونه ی قبلی من

عناوین آخرین یادداشت ها گابریل گارسیا مارکز : زنان حامیان ونظم دهندگان هستى اند.
MY ID : big_hackerism@yahoo.com